خرید بک لینک

دوماه دیگه نتیجه ای رو رقم میزنم که همه

هممممممممممه

انگشت به دهن می مونن

و به هدف دیرینه م جامه ی عمل می پوشونم

به فضل خدا

خدایا شککککرت ❤

برچسب: نویسنده: ترانه قنبری‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 6:43

یه تصویر ثابت از خودم توو سرمه؛دارم از پله ها با یه جفت کفش زنونه ی مشکی و شلوار مازراتی بالا میرم،تا اینجاشو میبینم،روسری سرمه و موهام یه کم توو پیشونیم می افته،چه عطر خوشبویی زدم ^___^ وارد یه فضای ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه قنبری‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 6:43

_چندماهه که از وبلاگ دور بودم ولی از قدیم گفتم بازگشت همه بسوی بلاگفاس،حالا که اینستاگرامی ندارم که توش پست برم آخرش سر خرو کج میکنم اینجا و میام مینویسم...امروز نرجس عکس وبلاگ ۵ سال پیشمو برام فرستادادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 19 فروردين 1398 ساعت: 14:02

امروز روز خواستگاریمه و حدود دو سه ساعت دیگه رامین اینا میان،دیشب حتی یه ثانیه هم نخوابیدم،یکی از بدترین شبای زندگیم بود،پر استرس و دل درد و بیخوابی و فکر و خیال...رامینم اخلاقش باهام سرد شده...اصلا اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 19 فروردين 1398 ساعت: 14:02

۲۴ آبان اومدن خواستگاریم،امروز ۶ آذره..نشد حالم بد میشد از اینکه بیام سر بزنم به این وبلاگ...نوشته هاش...یجور خودکشی حسابش میکردم...پست قبلی رو که خوندم دیدم چقدر زمان زود میگذره و بواسطه ی چندروز همهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 19 فروردين 1398 ساعت: 14:02

به فضل الهی امسال رویاهامو توو دستم میگیرم و به همه ی کساییکه خواهان شکست من بودن میفهمونم که خدا اگه بخواد به کسی عزت بده این کارو میکنه،همه چیز تحت تسلط الهیه...الحمدلله که چندروزه دوباره نماز میخونادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 19 فروردين 1398 ساعت: 14:02

نمیدونم از کجای این چندوقت بگم...میلی به بازگو کردن گفتگوها و بحثای این چندوقت ندارم،امروز دقیقا یک ماه از مراسم خواستگاری کذایی و ۱۳ روز از حرف نزدنم با رامین میگذره...یه وقتایی گریه میکنم،یه وقتایی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 19 فروردين 1398 ساعت: 14:02

امروز ۱۷ روزه که ازش بیخبرم و میدونم حالش خوبه

چه راحت دورم خط کشید...هربار بهش فکر میکم برام تازگی داره،چقدر آدما میتونن پوک و گربه صفت باشن..چقدر آدما میتونن حرف و عمل،دوتا باشن...چقدر نمک به حروم

یک ریسمان فکندی

بردیم بر بلندی

من در هوا معلق

وان ریسمان،گسسته

برچسب: نویسنده: ترانه قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 19 فروردين 1398 ساعت: 14:02

روزمون روز دندانپزشک مبااااااارکککککک + همین جـــــــــــــــــآنب | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 16 خرداد 1397 ساعت: 4:53

-دوازده اردیبهشت همو دیدیم،یه ست کیف پول و کمربند و دستبند و دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 16 خرداد 1397 ساعت: 4:53

با خودت واگویه های مثبت داشته باش فکر مثبت حرف مثبت ایده ی مثبادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 16 خرداد 1397 ساعت: 4:53

-این مدت اتفاقای زیادی افتاد،زیاد از لحاظ کیفیت :))))))-روزیکه رفتم ببینمش همه چیز نصفه نیمه شد،قبلش همه چی یهویی شد و بعد نتونستم به موقع برم بعد یه ربع برگشتم و اون وسط احساس کردم شکستم و برای بار چندم عاشقش شدم...کلا خدا بهم رحم کرد-انصراف دادم :|-دندانپزشک میشم =)من میتونم+همین جـــــــــــــــــآنب | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه قنبری‌پور تاريخ: يکشنبه 22 بهمن 1396 ساعت: 0:24

خدایا ازت ممنونم که دندانپزشکی قبول شدم

^________^

برچسب: نویسنده: ترانه قنبری‌پور تاريخ: يکشنبه 22 بهمن 1396 ساعت: 0:24

عالیجناب شعرهایم

دلم برایت تنگ است

بدجوووورررر

دهم آبان نود و شش

برچسب: نویسنده: ترانه قنبری‌پور تاريخ: جمعه 13 بهمن 1396 ساعت: 6:23

خدایا چته؟ خدایا چی از جون ما میخوای؟چرا با ما مثه سگ رفتار میکنی؟چرا؟؟؟؟معجزه هاتو گذاشتی واسه کی؟خدایا نمیبخشمت بخاطر همه ی آرزوهای خودم،مامانم،همه مون که دارن میخشکن و هیچ کاری نمیکنی،تا حالا مامانت افسردگی داشته؟تو به ما هیچ کاری نداری،تو خودخواهی...حکمت دیگه چه کوفتیه؟حکمت این لجنزار چیه؟هاا؟چرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 21:13

صفحه بندی